فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

من و تمام خاطرات بچگی و شیراز

یک هفته پیش، ازشیراز برگشتم یک مسافرت یک ماهه، به قول شیرازی ها جاتون سبز، خیلی خوش گذشت .توی این سفر خیلی فکر کردم به این که چه قدر هممون زود بزرگ شدیم من، شیراز، خاطراتم و همبازی های بچگیم .بچه تر ازاین که یودم عشق من شیراز بود و یک کوچه ی 57 قصرالدشت و یک در کرمی ،بچه تر ازاین که بودم عشق من شیراز بود و حیاط خونه ی مامان جونم ،عشق من شیراز بود و درخت گردوی ته حیاط که هر وقت قایم موشک بازی میکردیم یه جای ثابت واسه قایم شدن هممون بود،بچه تر ازاین که بودم شب ها ازحیاط خونه ی مامان جونم می ترسیدم وقتی باد میومد و برگ درخت ها تکون می خورد، بچه تر ازاین که بودم ستاره های شیراز رو با لامپ اشتباه میگرفتم یادمه یک بار یکی از پسردایی هام خیلی مسخرم کرد به مامانم گفت عمه زکیه تا حال تهران ستاره ندیده، خوب ندیده بودم از وقتی چشم باز کردم هوا دودی بود و ابری، شب ها هم توی آسمون یک نقطه ی روشن میدیدم که به من میگفتن بهش بگو ستاره، عشق من شیراز بود و......                                   ولی حالا من و شیراز و خاطراتم و همبازی های بچگیم بزرگ شدیم ،دیگه توی حیاط بازی نمی کنیم ،دیگه درخت گردو نیست که بخوایم پشتش قایم شیم، دیگه از اون حیاط توی شب نمی ترسم  دیگه ...                                                                                              من دلم تنگ شده واسه شیراز و کوچه ی 57، حیاط خونه ی مامان جونم و درخت گردو، خاطراتم و همبازی های بچگیم.

   + سیده ی کوچک ; ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢٩
comment نظرات ()

 

سلام

بابام همیشه از قول مادرشون(خدا رفتگان شما رو هم غرق رحمت کند) میگن:هیچ کلمه ای نمیتونه مثل بسم .. الرحمن الرحیم شروع کننده ی زندگی و برنامه هاش باشه. حالا هم هر وقت خودشون یک برنامه ای نگاه می کنند که مجری اون از این بسم ا... های مدرن و قرن 20ویکی استفاده میکنه بلند میگن:

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

بذارید همه چیز رو همین الان براتون روشن کنم که حالا چرا میخکوب؟ من نه عشق میخ و کوبیدن و آهن هستم ،نه بابام شغل شریف نجاری داره،نه با دیگران پدر کشتگی دارم که اهل کوبوندن و کوبیدن مردم باشم، نه کسی هستم که کوبیده بشم. فقط می خوام شما رو میخکوب کنم حتی 2 دقیقه باشه که بگم توی زندگی خیلی از میخ ها ارزش کوبیده شدن رو هم ندارن یا به قول معلم فلسفه ی دبیرستانمون به کمالشون یعنی کوبیده شدن هم نمیرسن حالا برو ببین چند دقیقه توی زندگیت اسیراین میخ ها شدی اونقدر که حساب و کتاب زندگی از دستت در رفت.

   + سیده ی کوچک ; ٤:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢٦
comment نظرات ()