فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

شکند اگر سبویی...

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

 

همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی

من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

 

چه شود که راه یابد سوی آب،تشنه کامی

چه شود که کام جوید ز لب تو کامجویی

 

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه،بنشین کنار جویی

 

به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم

همه جا به هر زبانی بود از تو گفت و گویی

 

بشکست اگر دل من،به فدای چشم مستت

سر خم می سلامت! شکند اگر سبویی

  

 

 

 

 

 

اضافه نوشت1)سر خمّ می سلامت...

 

اضافه نوشت2)دلم نیومد نوای وبلاگ رو بردارم هنوز به دل میشینه...!

 

اضافه نوشت3)گاهی اوقات آدم دلش میخوادٰ شاد باشهٰ؛شاد ِ شاد!ولی همون موقع هست که حال و هوای آدم میشهٰ حال و هوای یه غروب جمعه ی دلگیر پاییزی!!

 

اضافه نوشت4)خدا نکنه باری رو شونه های دلت سنگینی کنه...!

اضافه نوشت 5)لینک دونی وبلاگمون رو اضافه کردیملبخند

   + سیده ی کوچک ; ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٩
comment نظرات ()

امام رضا+22+بهمن+سهمیه!!!

یک سفر به بهشت...

بهمن ٨٨

روزی که با دست عشق به پیکرم جان زدند

قواله ی قلبم و به نام سلطان زدند

 

پرچم سبز رضا قبله نمای دل

سقاخونش ساخته ی دست ابوفاضل

 

می بره دل از بهشت صحن گوهرشاد تو

مرکز دارالشفاست پنجره فولاد تو

 

و تو خوب میفهمی حال و هوای ظهر جمعه بهشت ثامن را...

.

.

.

خواستیم بگوییم یک وقت سهمیه ها روی زمین نماند!!!

٢٢ بهمن سبز،سفید،قرمز!!!

 

اضافه نوشت١)زیارتتان قبول....

اضافه نوشت٢)امام رضا کم ما و کرمت...

اضافه نوشت٣)خدایا مگذار از گلوی سیاه جهنم راحت پایین بروم.

اضافه نوشت۴)صفر هم به آخرش رسید.

   + سیده ی کوچک ; ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٠
comment نظرات ()

شاه رفت امام آمد!

از یک دهه ی پیش خودم که تازه بهمان گفته بودند بابا علاوه بر نان آب هم میدهد دهه فجر را فقط با تزیین کلاس و دیو چو بیرون رودش به یاد دارم،از اینکه جشن داشتیم و کلاس فرت!

چند سال بعد از آن یک دهه هم باز دهه فجر شاه رفت و امام آمد و کلاس تزئین شد درس تاریخمان هم که قربانش بروم!!همان سال ها بود که شنیدیم بعضی ها خط امامی اند...!!

دبیرستانی که شدیم تازه معنی انقلاب و تاریخ رفت به زیر دهانمان که آن هم شاید به برکت انسانی بودن و فرهنگی بودنمان بود( البته ناگفته هایی هم هست که بماند!)

و حالا دانش _ جو که شدیم تازه می بینیم چه جماعت انسانی دانش _ جو  و چه استادش رکود و سکون محض است!

جامعه شناسی اش که بماند....دل پری داریم اساسی!تا دلت بخواهد حرف از شایسته سالاری و اگزیستانسیالیسم میزند و به تاریخ و انقلاب که میرسد باز هم شاه رفت و امام آمد...

شده است یک علم وارداتی،دلمان خوش بود دانشجوی تنها دانشگاه علوم انسانی ایران و بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه هستیم!!

اصلا فعلا حرفمان علوم انسانی نیست بلکه دهه ی فجرتان مبارک!

 _________________________

 پست نوشت اضافه:اظهارنظرهایی میخواندم در مورد حضرت امام که بعضا نه از روی مسلمانی بلکه شاید در تضاد با عقاید ارزشی خود زبان به اعتراف عظمتش گشوده اند:

هنری برشت(کاردار سیاسی نظامی سفارت آمریکلا در سالهای ١٩٧٢_١٩٧٨):

تردیدی نیست که آیت الله خمینی یکی از مردان بزرگ تاریخ در این قرن بود.کمتر کسی را میتوان یافت که چه در ایران و چه در سراسر جهان از چنان جاذبه و نفوذی_همانند آنچه او داشت_برخوردار باشد و توجه قدرت های بزرگ را تا این حد به خود معطوف دارد. به گمان من روزی مورخان نشان خواهد داد که او مردی بود که شخصیتش به خوبی درک نشده است.

 روزنامه آبزرور(٢٣/٣/١٣۶٨):

رمز توفیق امام خمینی در خلوص عقیده و تقابل عقیدتی باآلودگی های غرب بود و این رمیز توفیق وی،احساس افتخار پیروان اوست.

 شبکه چهارم رادیو بی بی سی(١۴/٣/١٣۶٧):

امام خمینی به عنوان یکی از قدرتمندترین رهبران انقلابی قرن اخیر در خاورمیانه محسوب می شد.آیت الله خمینی موفق شد شخصیت و غرور مردم عادی ایران را به آنان باز گرداند.

   + سیده ی کوچک ; ٥:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٠
comment نظرات ()

دارالشفاء...

 

 

 اضافه نوشت١)دل و نقاره و اشک...!

اضافه نوشت٢)جایی هم برای آرامش هست...!

   + سیده ی کوچک ; ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٦
comment نظرات ()