فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

این شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

از باغ میبرند چراغانی ات کنند

تا کاخ جشن های زمستانی ات کنند

پوشانده اند((صبح)) تو را ((ابرهای تار))

تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف!به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار میبرند که زندانی ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن میروی

شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند

 

**** 

 پی نوشت ١) رمضان هم از نیمه اش گذشت...

پی نوشت ٢) دل سیاه چه از صفای شب قدر میفهمد!

پی نوشت٣) دیگر ابوحمزه ام آرامم نمیکند!

پی نوشت۴) میخواهم این چند روز فقط خودم باشم و هو!!

پی نوشت ٣) برایم دعا کنید این روزها راضی شوم به رضای خدا!

 

   + سیده ی کوچک ; ٩:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٧
comment نظرات ()

دلم خیلی پر!!

سلام!

یه دوستی توی این قسمت آخر مطلب که بهش میگن کامنت دونی،چند وقت پیش یه کامنتی گذاشته بود که من فرصت نکردم جواب بدم که بهتر دیدم عمومی اعلام کنم.

نوشته بود.....مملکت مشکل داره،داریم زیر لجن غرق میشیم......

دوست عزیز بهتر خیلی مسائل رو روشن کنیم لجن اون چیزی که وقتی یک شی رو گرفتار خودش میکنه اون رو به زیر میبره،در کثافت خود غرقش میکنه و هیچ چیزی ازش باقی نمیذاره،لجن بوی تعفن و مردگی داره...

دوست قدیمی من یک کشور در سنواتی که از عمر خودش میگذرونه طی هر مرحله ای با یک سری بازی ها و بحران های سیاسی رو به رو میشه توی این مسائل سیاسی بعضی ها به اون منافعی که میخوان نمیرسن و به اصطلاح شکست میخورن ولی نه شکست از پیش تعیین شده،شکستی که خودشون بهش واقف بودن(که نمودش رو در حرف های متهمان در دادگاه های رسیدگی به اغتشاشات اخیر میبینیم) حالا اگر این افراد به بلوغ و شعور فکری و سیاسی در حد یک سیاستمدار نرسیده باشن دست به کارهایی میزنن و تا حد نابودی یک کشور پیش میرن....

توی این بحران های سیاسی اخیر خیلی ها زبونشون باز شد و بیشتر از حد خودشون عرض اندام کردن که همین باعث شد حرف هایی که مردم قبلا در گوش به همدیگه میگفتن حالا روبه روی هم بگن،چهره خیلی از سیاسیون انقلابی ما مشخص شد بعضی هاشون شدن دیو با دوشاخ روی سرشون بعضی هاشون هم مظلوم و دردمند انقلاب!!! دوست من، این اتفاقات گرچه تا مدتی همه رو درگیر خودش کرد ولی نه توی لجن افتادن بود و نه غرق شدن،بحران هایی بود که در هر انتخاباتی پیش میومد گرچه در انتخابات قبل درجه ضعیف تری داشت و در جامعه خیلی نمود پیدا نمیکرد.

مملکت ما اگر میخواست توی این به اصطلاح لجن شما غرق بشه به دست همون هایی میفتاد که به برکت وجودشون خیلی ها الله اکبر گو شدن(که اگر تا آخر عمرشون هم بگن هنوز بدهکار هستن)و خیلی ها هم پاشون به نماز جمعه باز شد....

کشور ما به صدقه سری رهبر عزیز و با درایت ایشون بود که سرپا نگه داشته شد...

 

پی نوشت١) من اعلام میکنم که هیچ توجیهی برای این اغتشاشات اخیر نکردم و حتی به اندازه یک اتم هم من دخلی نداشتم،من فقط به سهم خود یک رای داشتم که دادم.

پی نوشت٢)ماه رمضونتون مبارک!

پی نوشت ٣)خدا رو خیلی عشق!!از سفره خودش توی خونش بلند شدیم و به سفره ماه رمضونش نشستیم...

پی نوشت ۴) راستی دوست عزیز دلمان برایتان تنگیده است.

 

   + سیده ی کوچک ; ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۸
comment نظرات ()