فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

او دانشجو نبود!ولی بود...

بردار قرآنت را!

ببین: بسم الله الرحمن الرحیم/انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون

همان قرآنی  که چند روزی از به سر گرفتنش نگذشته است میبینی چه راحت پاره میکند،کف کفش میکشد،و میسوزد...ومیسوزاند...ما را!داغدارمان میکند...انا لله و انا الیه راجعون

و این اهانت مدرترین بربریت جهان است!!میبینی؟!این همان حقوق بشری است که این همه مدعی دارد و کشورهای غربی مدام برایش سینه می درانند!

.

.

.

دیروز جلوی سفارت سوئیس دانشجو بود!او هم بود...دانشجو نبود ولی بود!

 

سنش کوچیکتر از آن بود که حتی معنای استکبار جهانی را بفهمد!ولی پا به پای بقیه شعار داد،با حیدر حیدر هایشان به سینه زد،و برگه ی تحریم کالاهای اسرائیلی را که گرفت با همان سواد نصف و نیمه اش شروع به خواندن نام آنها کرد!

تو هم حالا هی بخوان آخرش هم گوشی نوکیا را بگیر دستت برای آرام شدن عذاب وجدانت چند مرگ بر اسرائیل هم قورت بده!ببین...قرآنت را سوزاند! 

او دانشجو نبود!ولی بود...حضور داشت.دوست من سنش کوچکتر از این حرف ها بود!

او ساکت ننشست و نمینشیند هم!اگر چه دستمان به بعضی ها نمیرسد تا بکوبیم بر دهانشان اما به قلممان میرسد که!ما با قلممان نشان میدهیم و میکوبیم و محکوم میکنیم اهانت به قرآنمان را!

.

.

.

دیروز زیبا بود! در خاموشی محله های شمال نشین تهران دعای فرج زمزمه کنی و بخوانی والعصر...ان الانسان لفی خسر...

دیروز زیبا بود! اینکه در سراسر وجود جمعیت یک حس شیرین غرور و فوران غیرت دینی و اسلامی را حس کنی!

   + سیده کوچک ; ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٢۳
comment نظرات ()