فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

 

 

گذری به این روزها (مستقیم تر از این بگم؟!)


بذارید همین اول بگم بعضی وقت ها اینقدر افسوس میخورم که چرا دوئل کردن اینقدر منسوخ شده؟!

وگرنه خیلی ها تا به حال...


ما اصولا یک ایرادی داریم.

وقتی به یکی صادقانه و خالصانه میگی:

آقاجان!

این رفتارت اشتباهه...

احتمالا برمیگرده و میگه :

پس یعنی تو همه رفتارهات درسته؟!

ساختار مساوی اصول اولیه!!!


چند وقتیه بعضی ها رو که میبینم اینقدر شاد میشم،چون هنوز هم که هنوزه هیاهوی کودکانی که از مدرسه برمیگردند من رو خرسند میکنه!

و حتی شاید بی ربط هم نباشه به این:

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل...

شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد!


و حتی شاید به این هم بی ربط نباشه :

سرمستی بعضی ها سیری چند؟!


میگه:گاهی اوقات اتفاقات میشن یه فرصت!

برای اینکه آدم محبت خودش رو به خدا نشون بده!

و این لطف خداست که این هیزم ها رو فراهم میکنه!

حالا تو اگه عرضه داری...آتیش بگیر!


هر چند که تاریخ به مظلومیت من گواهی خواهد داد!!

نداد هم نداد...


اما اون چیزی که این روزها عمیقا من رو متاسف میکنه اینکه با فرهنگ ترین آدمهایی که میشناسم از نظر اعتقادی متزلزلند و بر عکس داعیه داران عرصه اعتقادات!! با الفبای فرهنگ بیگانه اند!!


بعضی جلسه های اخیر من رو به این نتیجه رسونده که:

پرمدعا ترین آدم هاییم!

حضرت امام یه جا میگن:

نگین انقلاب برای ما چی کار کرد

بگین ما برای انقلاب چی کار کردیم؟!


_____________


فقط دلم حال زیبای ریحانه رو میخواد!!

   + سیده کوچک ; ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٦
comment نظرات ()