فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

من و کتاب و خواهرم

چند وقت پیش من و خواهرم داشتیم کتاب هایی رو که از عنفوان کودکی ما مونده بود رو نگاه میکردیم(جدای اون کتاب هایی که به فرزند خواهرمون به ارث رسید و من دیگه خبری از اون کتاب ها ندارم)سوال دیدم کتاب هایی رو که از سال۷۳، ۷۴مال من بوده سالم مونده یعنی وقتی که من 4، 5 سال بیشتر نداشتم ( یک عادت خیلی خوب که خواهرم بزرگم به ما یاد داد این بود که هر کتابی رو که می خریدیم اول کتاب، تاریخ و محل خرید رو واین که این کتاب مال کی هست رو مینوشتیم سر همین مسئله با یکی از خواهرم هام بچه که بودیم خیلی دعوا داشتیم اون میگفت این کتاب مال منه و چون بزرگتر از من بود سریع اسمش رو میرفت اول کتاب مینوشت ولی چون من هنوز وارد کاروان کودکان رهرو علم و دانش نشده بودم و سواد نداشتم میرفتم اسم اون رو خط میزدمشیطان،این روند اونقدر ادامه پیدا میکرد که بزرگتر های ما میومدن اسم هردوتامون رو مینوشتند.بزرگتر از اون موقع هامون که شدیم یاد گرفتیم یک کتاب میتونه مال همه باشه نه فقط اون کسی که خریده)خلاصه داشتم میگفتم،اکثر اون کتاب ها رو هم یا برادرم خریده بود یا خواهرم (از بچگی روی من کار فرهنگی انجام میشده) دیدم همین نیم چه کتاب خونی هم که هستم باید از یک دانه برادرم و خواهرم کمال و جمال قدردانی رو داشته باشم.

پی نوشت١: بد نیست هر از گاهی، خدایی نکرده ، آدم یه خورده کتاب هاشو ورق بزنه ببینه سالمند یا نه.

پی نوشت٢: بد نیست هر از گاهی  یه خورده ول خرجی کنید و برای اطفال در منزلتون کتاب بخرید.

پی نوشت٣: فردا تولد خواهرزاده ی مان است،این شازده ی ما کودک روز قدره 3 سال پیش 3آبان،21 ماه رمضون به دنیا اومد و شد آقا امیرعلی.تولدش خیلی مبارک.هورا

پی نوشت۴: یکشنه هم تولد یکدانه برادرم،از همین حالا یک تبریک بزرگ برای این سید عزیز.ماچ

پی نوشت۵:نتیجه میگیریم مامانمون چه پسر و دخترهای دسته گل و با فرهنگی رو تقدیم جامعه کردنتشویق، خدا ایشالا هممون رو در پناه حق حفظ کنه.نیشخند

 

   + سیده کوچک ; ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٢
comment نظرات ()