فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

خوشا پر کشیدن پرستو شدن...

راست می گفت آن بسیجی که روی یکی از دیوارهای دوکوهه نوشته بود: ((ای کسانی که بعدها به این ساختمان ها میآیید تو را به خدا با وضو وارد شوید))

فرقی نمیکند کجای دو کوهه باشی در کدام ساختمان،در حسینیه حاج همت باشی یا در حسینیه گردان تخریب در آن دل شب در کنار آن قبرهای خالی،فرقی نمیکند کجا باشی فقط با وضو باش که محرم اسرار خوبان خدا میشوی.

فرقی نمیکند کجا باشی فقط با وضو باش چه در فتح المبین که باید نشان از مردان بی نشان و سربلندش پرسید و چه در کنار اروند که باید ذره ذره غبار دلت را به آبش بسپاری.حتی در شلمچه که دریچه های آسمان را به رویت گشاده می بینی، فقط باید همراهش شوی قدم به قدم و گوشت را به نجوای غروب آنجا بسپاری غروبی که آدم را دیوانه میکند...

فرقی نمیکند کجا باشی فقط با وضو باش حتی در کوچه ی آشتی کنان شهدای فکه، شهدایی که دیگر تشنه نیستند،حتی در سه راه شهادت طلائیه آنجا که معبری از جنس نور است و حتی در دهلاویه،هویزه،شرهانی........

هر کجای این خاک ها که قدم بر میداری با وضو باش و گاهی سرت را به سوی آسمان بلند کن شاید پروازشان را بر فراز ابرها ببینی.

   + سیده کوچک ; ٧:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢٠
comment نظرات ()