فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

من و نبود برق و عنصر

توی این سیاست های اخیر صرفه جویی (به عمرا ندیده بودم مسئولین رسانه ی ملی تا حالا اینقدر فسفرسوزونده باشند و با احساسات مردم بازی کرده باشند تا  یک جمله از زیربرنامه های تلوزیون رد کنند. اینجا دارم پیام اخلاقی میدم باور کنید بد نیست تو عمرمون یکم صرفه جویی کنیم)خلاصه اینکه چند شب پیش برق منزل ما حول و حوش 20:30 رفت(وقتی این ساعت میره قطعا با برنامه ریزی بوده)و2 ساعت بعد اومد. توی این 2 ساعت به این نتیجه رسیدم چه قدر بده وقتی این موقع شب برق میره چون اصولا کارمفیدی برای انجام دادن ندارم و من هم که عادت دارم عنصرمطلوب  برای جامعه باشم دچار سردرگمی روحی میشم.بدتر از اون وقتی که خونواده هم منزل نباشند. چند شب پیش هم  تنها کارهای مفیدی که تونستم انجام بدم این بود که با پیامک یک سوال از خواهرم پرسیدم ولی چون کلا عادت نداره جواب سوال رو با پیامک بده یا زنگ میزنه یا اصلا جواب نمیده، چند شب پیش هم از اون شبهایی بود که زنگ زد.با اخوی هم  صحبت کردم( صبح براش یک پیامک فرستاده بودم فرصت نکرده بود به من جواب بده برای همین شب زنگ زد و عذر خواهی کرد) فدای این یکدانه برادر باکلاس بشم.این دو تا کار تلفنی هم که فقط 10 دقیقه از این 2 ساعت رو گرفت. بابام که اومدن 2 تا شمع روشن کردیم یکیش برای من تا روی زندگیم تمرکز کنم،یکیش هم برای پدر تا عینهو فارابی که با نور اندک شمع تحصیل علم میکرد،تحصیل سیاست کنند یا سیاست رو تعطیل کنند این دیگه بستگی به پدر داره.بقیه ی وقت رو هم بیکار نشسته بودم واقعا حیف این دقیقه ها نبود که ازعمریک جوون پرت بشه؟ دیگه با اون امکانات چی کار باید میکردم؟

روشن کردن مسائل پشت پرده:

نمیشد خوابید چون تازه سرشب بود و هنوزهم اهالی منزل برنگشته بودند تا شام بخوریم.

نمیشد همانند فارابی تحصیل علم کرد چون مقام رفیع این بزرگوار زیر سوال میرفت.

نمیشد از منزل هم زد بیرون(لزومی نمی بینم دلیلش رو بگم)

پیام تبریک:

بالاخره نمردیم و اولین وآخرین طلای المپیک 2008 رو دیدیم،تبریک میگیم.

 

  

   + سیده کوچک ; ٦:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱
comment نظرات ()