فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

اتوبوس نوشت!

تو اتوبوس نشستم دارم برمیگردم خونه از بچه های دانشکده کسی نیست. تنهام!باید ٩ دقیقه صبر کنم تا اتوبوس حرکت کنه!!چه قدر این ٩ دقیقه مهمه،چه قدر برام ارزش پیدا کرده.٩دقیقه!!یادم به حرف یه بنده خدایی افتاد که میگفت زندگی همین یه لحظه ها و یه ثانیه هایی که از دست میدیم به فکر خودم میخندم که چه جایی یاد این حرف افتادم! مگه چه قدر تو زندگیم از زمان استفاده کرده بودم؟!چه قدر نگران لحظه هام بودم که حالا شور این ٩ دقیقه رو میزنم!بعضی وقت ها دلم برا تیک تاک ساعت میسوزه.... ٩دقیقه تموم شد!!

 

خانومی که کنارم نشسته تو چرت!سرش هی میفته رو شونه من کاری به کارش ندارم حالا خوبه من کنارشم آخه بعضی عصرها این خط مختلط میشه کلا دم دم های غروب هم که مردم بی اعصاب میشن! نمیشه بهشون چیزی گفت...

با هر ترمز اتوبوس بیدار میشه و بهم میگه چشمات درد میگیره دختر جون چی مینویسی و بلافاصله تو چرت میره کشته مرده ی این مدل دلسوزی مردمم!!

 

توی یکی از ایستگاه ها دوتادختر بچه سوار اتوبوس میشن با هم گل یا پوچ بازی میکنن...!! دیگه چه فرقی میکنه وقتی دستات خالیه،وقتی چیزی نداری برای عرض تقدیم به خدا وقتی از عهده عهدی که با خدا بستی بر نیومدی، دیگه چه فرقی میکنه...؟ گل یا پوچ!!

بهشون نگاه میکنم دستاشو با شیطنت میاره جلو و باز میکنه پوچ!!

 

دلم یه انقلاب روحی بزرگ میخواد،یه تحول عظیم.باید جدی تر باشم نسبت به همه مسائل زندگیم.دید و به زندگی عوض کردن بد نیست!

 

این خانوم بغل دستی من گفته بود ایستگاه میلاد بیدارش کنم.خانوم! ببخشید ایستگاه میلاده سریع از سر جاش بلند میشه ١٧۵ تومن رو تو دستش میبینم اومدم بگم نرخ جدید ٢٠٠ تومن ولی رفت...نرخ جدید!!نرخ دل من چه قدر؟!بهای نفسم؟!کیه که قیمت نفس منو داشته باشه؟قیمت دلمو و به قول آقای پناهیان ساحت مقدس قلب!! نرخ جدید ٢٠٠تومن!

 

یه خانوم میان سال کنارم نشست.به نوشتن خودم ادامه میدم ولی نگاه سنگینشو حس میکنم میشنوم زمزمه میکنه ماشالا هزار قل هو الله چه خانومی!!از کجا فهید؟ نمیدونم حوصله فکر کردن بهش رو هم ندارم.

دیگه دارم به ایستگاه نزدیک میشم میخوام پیاده شم که بهم میگه گل دختر دعا کن همه جوون ها مثل خودت بشن!!اومدم بگم اون وقت دنیا کن فیکون میشه ولی فقط یه لبخند زدم و از اتوبوس پیاده شدم.

 

پی نوشت١)شاید دیگه نشه پست جدید گذاشت...میلاد آقای شهر توس مبارک! ملتمس دعاییم زیاد....

پی نوشت٢)میروم سوی خدا ،سوی حق ،سوی امید...چون قرارم امشب است،میروم تا که به من تازه براتی بدهند....!

   + سیده کوچک ; ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۳
comment نظرات ()