فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

اگر اشاره کنی کائنات می لرزد

غزلی نذر حضرت زهرا(س)

 

همین که دست قلم در دوات می لرزد

به یاد مهر تو چشم فرات می لرزد

نهفته راز «اذا زلزلت» به چشمانت

اگر اشاره کنی کائنات می لرزد

«هزار نکتهء باریک تر ز مو اینجاست»

بدون عشق تو بی شک صراط می لرزد

مگر که خار به چشمان خضر خود دیدی

که در نگاه تو آب حیات می لرزد

تو را به کوثرو تطهیرو نور گریه مکن

که آیه آیه تن محکمات می لرزد

کنون نهاده علی سر،به روی شانهء در

و روی گونهء او خاطرات می لرزد

 

غزل تمام نشد،چند کوچه بالاتر

میان مشک سواری فرات می لرزد

سپس سوار می افتد ،تو می رسی از راه

که روضه خوان شوی اما صدات می لرزد

□□□

وعصر جمعه کنار ضریح روی لبم

به جای شعر دعای سمات می لرزد ...

 

 

 

 

اضافه نوشت١)دست سید حمید رضا برقعی درد نکند!

 

اضافه نوشت٢)چه قدر زود رسید....فاطمیه!!

 

اضافه نوشت٣)مهر بنده به پیشونیمون خورده،چه قدر براش بندگی کردیم که حالا ازش توقع داریم خدایی کنه؟؟!!

 

اضافه نوشت۴)یه دوستی میگفت عجب رسم بدی داره دنیا،همه دوست دارن برن بهشت ولی هیچ کس دوست نداره بمیره...!!

   + سیده کوچک ; ٩:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢
comment نظرات ()